خرید بک لینک

اما اگر به لحاظ زمانی کمی دور‌تر برویم و به لحاظ معنایی کمی نزدیکتر شویم، رد پای کاربرد واژه رسانا را در فیزیک می‌توان یافت و البته، آاین نیز عمر چندان طولانی ندرد. اولین به‌کارگیری اصطلاح رسانا در معنای علمی آن در زبان فارسی برای متمایز کردن فلرات هادی الکترسیته از دیگر مواد در رشته فیزیک، در کتاب ترجمه شده‌ای به نام جرالثقیل و حکمت طبیعی بود که توسط میرزا زکی مازندرانی در حدود سال 1236 شمسی (1857 میلادی) منتشر شد (سلیمانی‌تبار[1]، 1393) [2]. با توجه به تعریف مفهومی آن در فیزیک، بهکارگیری واژه رسانا منطقیترین ترجمه برای اصطلاح انگلیسی conductor بوده است که به روشنی از اصطلاح media متفاوت است. برداشت عمومی ما از واژه رسانه'>رسانه، این است که، چیزی را که پیام مینامیم، از جایی به جای دیگر میرساند؛ یا شاید هدایت میکند تا منتقل شود!!! از این حیث، بهگونه ضمنی لزوم وجود فاعلییت در معنای در مستتر است؛ یعنی کسی باید پیامی را به دیگری رساند. از این رو، واژه رسانه خنثی نیست؛ زیرا رساننده است، حال آنکه معادل انگلیسی آن (media)، به معنای واسط، تهی از فاعلیت (پیام رسان) و مفعولیت (پیامگیر) است؛ درست بهمانند راه، جاده، خیابان در آن، جهت حرکت از سویی به سوی دیگر نیست. اما در معادل فارسی آن، رسانه، میرساند. پرسش این است که تغییر مفهومی واجد چه معنایی است؟ چه مداخلات فرهنگی را در آن میتوان یافت؟ برای پاسخ به پرسش بالا، نخست نمونه واژگانهایی را در نظر بگیریم که خوانش مفهومی ما از آنها، با آنچه که در زبان انگلیسی منظور و فهم میشود، میتواند تفاوت داشته است؛ گرچه از نظر مصداق، در هر دو زبان، مصادیق یکسانی دارند: واژگانی مانند فرودگاه، عکس، بیمارستان، (روز) تعطیل، پایتخت، و ...

توضیح آنکه، معنای درست معادل انگلیسی فرودگاه (airport)، فرازگاه، فرگاه یا صعودگاه است. خب، چرا دیگران به این محل فرازگاه (airport) گفتهاند و ما فرودگاه؟ شاید پاسخ این باشد که دیگرانی که آن را ساختند و به پرواز درآورند، بنابر تجربه زیسته، مکان در حال خیزش و به آسمان پرواز کردن را به درستی فرازگاه یا فرگاه نامیدند (فراز و فر کنابه از به هوا رفتن و گاه، به معنی مکان)؛ حال آنکه در ایران، حدود یکصد و ده سال پیش در مسجد سلیمان، آنجا که انگلیسیها مشغول حفاری برای کشف نفت در رفت و آمد بودهاند، نخستین بارهایی که مردم ما هواپیما را به چشم میدیدند، در حال فرود بود و از این رو، محل فرود را، فرودگاه نامیدند. جه بسا، برای اینان فرود آمدن پرنده آهنی خوشگوارتر از پرواز کردن ودور شدن بود و چه بسا مردم منطقه با هیجان فراوان بههم میگفتند، بریم فرودگاه هواپیما ببینیم!!! مقایسه دو مفهوم فرازگاه و فرودگاه بیانگر تجربه زیسته دوگانه و متفاوت در دو فرهنگی بود که در یکی خوانش برخاستن و در دومی خوانش نشستن بر آن چیره بود. نمونه دیگر، فتوگرافی به معنای ترسیم نوری است. در جامعه ما اصطلاح عکس را معادل معنایی فتوگرافی (photography) نهادند زیرا، هنگام عکاسی، تصویر بهگونه وارانه بر دیوار مقابل نقش میبندد، بههمان گونه که بنابر تجربه پیشینی ما، که بیتی از شعر حافظ نیز بر آن استوار است (ما در پیاله عکس رخ یار دیدهایم)، ما تصویر خود، دیگران و هر چیز اطراف را در حوض آب به گونه وارانه میبینیم!!! در حالی که انگلیسی زبان پدیده فیزیک نور را بدون توجه به معکوس افتادن تصویر، فتوگرافی یا ترسیم نوری نهاد، ما، پس از ورود تکنولوژی عکاسی به ایران، بنا بر تجربه پیشینی خود، آن را عکس نامیدیم؛ هر چند تصویر تولید شده، معکوس نیست. در این مثال نیز، میتوان گفت، دیگران فرایند تولید تصویر را نامگذاری کردند و ما، نتیجه آن را در هنگام عکاسی!!! سخن کوتاه اینکه، همین گونه تبیینها و توجیهها در خصوص واژگانی همچو بیمارستان (مریضخانه) برای معادل انگلیسی hostpital به معنای میهمانسرا، نامگذاری روز تعطیل (به معنای برچیدگی، بیکاری، دست از کار کشیدن و ...) برای holiday که برای دیگران به معنای روز مقدس است، بیانگر پرتو افکنی دو دیدگاه در نامگذاری پدیده اجتماعی واحد است؛ به همینگونه، واژه پایتخت (capital) که برای ما ایرانیها شهری است که مرکز حکمرانی به ذهن متبادر میسازد و معادل آن برای دیگران به معنای شهری است که محل تمرکز سرمایه سیاسی است! این و دیگر نمونهها میتوانند بیانگر سوگیریهای زیسته و مداخلهگری باشند که در ترجمه مفاهیم فرهنگی نقش داشتهاند[3]. اکنون میتوان علت ترجمه رسانه برای واژه media را مورد توجه وِیژه قرار داد؛ رسانه به مفهوم محملی که توسط آن چیزی به دیگری رسانده میشود، و media به معنای واسط.

شاید اگر فرهنگ ایرانیان فارسی زبان در برابر اصطلاحات انگلیسی، بجا انفعال در برابر واژگان تازه، ریشه مفهومی و علت تعبیه واژگان را کارسازی میکردند، بهجای اصطلاح رسانه، ازواژه رسانا استفاده شده بود؛ زیرا واژه رسانا، همچو راه و جاده، جهت مسیر را القا نمیکند، در حالی که رسانه، لاجرم از ضرورت پیام فرست برای ارسال پیام بسوی پیامگیر خبر میدهد، چیزی که در پارادایم یکسویه ارتباط قابل درک است، اما در سطح رسانههای نوین و شبکههای اجتماعی، که با پارادایم دگرگون شدهای روبهروییم، چنین پیشذهنیتی وجود ندارد. از این رو، میتوان گفت، در فرهنگ منفعول، خوانش منفعل حاکم بوده است.

پیش چشمت داشتی شیشه کبود

زان سبب دنیا کبودت مینمود

[1] سلیمانی‌تبار، محمد (1393). نخستین آثار نگاشته شده در فیزیک جدید در دوران قاجار تا سال 1300 قمری. مجله تاریخ علم، سال دوازدهم، شماره 2 (پیاپی 17، پاییز و زمستان 1393).

[2] این کتاب، نخستین کتاب فیزیک جدید در ایران به شمار می‌آید که در دارلفنون تالیف و چاپ شد و مفاهیم بنیادین فیزیک را به زبان فارسی مطرح کرد. کتاب حکمت طبیعی اصول علم فیزیک، نوشته علی خان ناظم العلوم، حدود بیست سال بعد توسط یک ایرانی تالیف و در آن مدرسه تدریس شد.

[3] اینکه در فارسی برای ضمیر مذکر و مونث، ما از او استفاده می‌کنیم و در زبان‌های عربی یا انگلیسی با استفاده از ضمایر خاص به آن‌ها اشاره می‌کنیم، نیز دارای دلالت‌های فرهنگی است؛ کسی ممکن است آن را دال به همتایی زن و مرد بداند و کسی استفاده از ضمایر را نشانه دقت در زبان تفسیر کند.

پيج رنک

آرايش

طراحي سايت

برچسب: نویسنده: یاسین موسوی تاريخ: شنبه 20 تير 1405 ساعت: 1:07

صفحه بندی